تجزیه استان (سیستان و بلوچستان) شروع تجزیه ایران خواهد بود؟

کمپین فعالین بلوچ / اواخر سلسله قاجار و اوایل سلسله پهلوی، ایران شامل چهار قسمت کلی و ایالت بود و به مرور زمان و با توجه به درآمدهای نفتی و ایجاد وزارتخانه و سازمان‌های اداری مختلف، کم کم تقسیم بندی ایالات و استان ها بر حسب موقعیت و جمعیت قومی، انجام پذیرفت و هر استان از بودجه عمرانی و اداری جداگانه بهرمند گشت

در زمان محمد رضا شاه با رشد اقتصادی بالا ( حدود ۲۰ درصد) و بوجود آمدن طبقه متوسط شهری،همچنان تعدادی از مناطق دور از مرکز، در فقر و محرومیت مطلق قرار داشتند، در پی مطالعات و تحلیل مقامات دولتی، تصمیم برآن شد باتوجه به وسعت زیاد برخی مناطق محروم، قسمت هایی از آن مناطق به استان‌های همجوار اضافه گردد تا از بودجه استان جدید بهرمند شوند بلکه از شدت و حدت فقر کاسته گردد،بطور مثال مناطقی ازاستان بلوچستان و سیستان به استان های دیگر ملحق گشت، این مناطق شامل قسمتی از مناطق بلوچ نشین حوالی کرمان و هرمزگان بودند که به استان کرمان و استان هرمزگان واگذار شدند

اگر اکنون گذری کنید بر مناطق واگذار شده به استان های دیگر، ملاحظه خواهید نمود همچنان در فقر و محرومیت کامل بسر میبرند مانند منطقه جازموریان و رمشک در استان کرمان که همچنان جزو محروم و فقیرترین مناطق ایران بلکه جهان شمرده میشوند

نتیجتاً تقسیم استان به بهانه محرومیت زدایی پاسخگوی خیل عظیم محرومان این مناطق نبوده و نیست و کسانی که دنبال تجزیه استان هستند چه بسا، دنبال حذف نام بلوچستان و به فراموشی سپردن مردمان آن هستند و با تقسیم استان به سه استان و ایجاد پستهای مدیریتی بیشتر، در پی کسب یکی از این کرسی های مدیریتی در سطح استاندار و فرماندار و… هستند

هشدار مردم استان بویژه بلوچ به نمایندگان کم جرأت و بی کفایت مجلس، این است که در دور بعد انتخابات، شما با سکوت در قبال پیشنهاد تجزیه استان و گاها با موافقت با این تقسیم بندی، رای و حمایت مردمی را نخواهید داشت و نامتان جزو لیست خائنان به تاریخ بلوچستان و سیستان و ایران ثبت خواهد شد

اما مهمترین مسئله در تجزیه استان، خطر تجزیه ایران میباشد، زیرا باتوجه به بافت قومی و مذهبی و فرهنگی متفاوت، تنها مواردیکه باعث پیوند این گوناگونی میگردد همان اسم استان، مذهب مشترک،وسعت و یکپارچگی آن است، چنانچه تقسیم‌بندی شروع گردد، باز هم با بهانه های مختلف، تقسیم بندی بیشتری صورت میگیرد و تا تجزیه کامل و کوچ طوایف بلوچ به قسمتهایی از بلوچستان پاکستان و افغانستان ادامه می یابد

در رژیم گذشته و زمان رضا شاه، یکی از بزرگان بلوچ به دلیل نبود حکومت مرکری قوی و عدم امکان برآورده ساختن نیازهای اولیه، اعلام استقلال و در پی آن، بنام خویش، سکه نیز ضرب نمود، زمینه این معضلات در بلوچستان پاکستان و افغانستان نیز وجود دارد و احتمال سرایت مشکلات آن مناطق به بلوچستان ایران، بواسطه ظلم و ستم و فشارهای شدید مذهبی، سیاسی و اقتصادی محتمل است، بنابراین نباید گذاشت استان تقسیم شود تا برای فرصت طلبان حکومتی که با خدعه و نیرنگ در پی جابجایی و تغییر بافت جمعیت بومی و دسترسی به قابلیت‌های مناطقی همچون چابهار و همچنین کسب پست های مدیریتی هستند،مجالی نباشد.

در این بین حاکمان کشورهای همسایه همواره دنبال سوء استفاده از چنین شرایطی بوده و هستند مثال بارزش اعمال فشارهای سیاسی و ایجاد فقر و سیاست انزوا از سوی دوول افغانستان و پاکستان نسبت به گروه هایی که بنا به حق مسلم خویش، نوعی خودگرانی و فدرالیسم در مناطق بلوچ نشین دوسوی مرز را خواهان هستند،را میتوان مشاهده نمود

اینگونه تقسیم‌بندی باعث تفرقه، محرومیت بیشتر و انزوای مردم بلوچ میشود و آنان به ناچار برای فراهم نمودن مایحتاج و ضروریات خویش و دادوستد با کشورهای همسایه، هرچه بیشتر، به همسایگان وابسته و در بازه زمانی بلند مدت جذب هم زبانان و اقوام و بافت هم مذهب خود در آنسوی مرز میشوند و در نهایت به آنان ملحق خواهند گردید

به امید روزی که نخبگان، علمای ربانی، بزرگان اقوام و بویژه نمایندگان استان و بالاخص زاهدان دست از انفعال و سکوت بردارند و با تمام قوا جلوی این طرح فتنه انگیز، که هدیه حاکمان جمهوری بظاهر اسلامی و دست پرورده آنان (احمدی‌نژاد) است بایستند.

سهیل بلوچی

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد




Captcha loading...