شیوه متفاوت تعامل با درگیری بین طوائف بلوچ و ایل بختیاری، چرا؟

کمپین فعالین بلوچ . slideshow, مقالات 281 بدون نظر

دو طائفه محمدی و موسایی از ایل بختیاری که در منطقه باغملک و رامهرمز زندگی می کنند ۸ سال است که بخاطر اختلافات ملکی با یکدیگر درگیر شده اند و درگیری های این دو طائفه هر از چندی شعله ور شده و در مجموع تا کنون از دو طائفه ۱۶ نفر کشته شده است.
این داستان غم انگیز تا اینجای قضیه بسیار مشابه با درگیری های طائفه ای در بلوچستان است که برخی سالهاست در جریان اند و از دو طرف ده ها نفر کشته شده اند. نمی خواهم صرفا اخبار درگیری ها را بیان کنم، نکته ماجرا بعد از این است.
به موجب مصوبه ای از سوی شورای عالی امنیت ملی و با قرار دادستانی باغملک ۲۰۰ نفر از دو طرف درگیری فوق الذکر بازداشت شده و احکام زندان و حبس و تبعید ۲ ساله برای آنها صادر شد.
فیروز کیانپور اتابکی دادستان باغملک گفت: که ۲۰۰ نفر بازداشت کردیم تا به درگیری ها پایان دهیم.
وی تاکید کرد: که پس از این بازداشت ها و رای های صادر شده توسط سپاه (قرارگاه ابوالفضل) آرامش و امنیت “صد در صد” در منطقه حاکم شده و هیچ گزارشی مبنی بر درگیری تخریب و تهدید و ضرب و جرح نداشتیم.
آنچه جای تامل دارد و درست هم هست این بخش از سخنان کیانپور است که می افزاید: “اولویت نخست برای پایان دادن به این درگیری ها اعمال قانون است”
او در پاسخ به درخواست قبائل و طوائف و مسئولان نسبت به “درخواست های صلح و سازش بین این دو طائفه ایل بختیاری” گفت: “در چنین مواقعی (قبل از ایجاد صلح و سازش) ابتدا دستگاه قضایی و انتظامی باید وظیفه قانونی خود را انجام دهند، زیرا اگر قانون حاکم نشود شاهد این حوادث خواهیم بود”.عدم حاکم بودن قانون در شیوه تعامل با درگیری های طائفه ای در بلوچستان

شب گذشته بر اثر اختلاف طایفه‌ای بین طایفه ستوده و بهادرزهی در شهرستان ایرانشهر، دو نفر کشته و یک نفر مجروح شد.
و همچنین طی چند روز اخیر نیز ۴ نفر بر اثر اختلاف و درگیری طایفه‌ای میان دو طایفه کدخدایی و شهلی‌بر قربانی شدند. این یعنی صرفا در یک هفته ۷ نفر کشته و زخمی شدند، بماند که درگیری های دیگری در بین طوائف دیگر در جریان است و در ماه های گذشته هم منجر به کشته و زخمی شدند افرادی شدند.
اما علیرضا خانی دادستان انقلاب ایرانشهر در این زمینه گفت: ” با توجه به وفور درگیری‌های طایفه‌ای در سیستان و بلوچستان، نیاز است علما و ریش‌سفیدان با جدیت بیشتر وارد شده و اعضای طایفه خود را به سمت قانون سوق دهند.”
وی افزود: “شوراهای حل اختلاف نیز نقش بسزایی در برطرف کردن اختلافات طوایف دارند و می‌توانند با استفاده از ظرفیت بزرگان و علمای شیعه و سنی در صلح و سازش بین آنها بیش از پیش موثر باشند.”
تمام کسانی که در بلوچستان زندگی می کنند به خوبی می دانند که سخنان دادستان ایرانشهر بیشتر “نمایشی” است تا اقدامی عملی.
به جرات می توانم بگویم که درگیری های طائفه ای در بلوچستان به ندرت با “بازداشت” و “اعمال قانون” مواجه می شوند. همان چیزی که دادستان باغملک گفت: که پیش از ایجاد صلح و سازش باید قوه قضائیه و دستگاه های لازمه انجام وظیفه کنند.
تصور کنید، که فردی از یک طائفه اسلحه گرم به دست می گیرد و چندین نفر از طائفه ای دیگر را به قتل می رساند، اما این فرد صرفا مدتی متواری می شود و پس از آن از دستگاه های امنیتی تامین می گیرد و به زندگی عادی خود بر می گردد، اگر هم ترسی دارد از ماموران امنیتی و قوه قضائیه نیست صرفا از طائفه متخاصم است که وانگهی کشته نشود به همین خاطر همیشه مسلح می گردد و چه بسا سلاحی هم که به دست دارد تحت نام “بسیج عشائری” و با کارت بسیج یا سپاهی فعال به همراه دارد و هر بار هم که در موقعیت خطر در مقابل طائفه متخاصم قرار می گیرد از آن استفاده می کند.
آیا راه حل این درگیری های طائفه ای که جان صد ها نفر در بلوچستان اعم از زن و مرد و کودک و جوان و رئیس طائفه را گرفته است صرفا ایجاد “صلح و سازش” است؟! یا اعمال قانون می تواند در رفع آن موثر باشد؟ همانگونه که دادستان باغملک می گوید: پس از بازداشت عوامل درگیری امنیت “صد در صد” برقرار شده است.
بسیاری تصور میکنند که شیوه دستگاه های امنیتی خصوصا سپاه پاسداران و قوه قضائیه نه تنها در راستای رفع درگیری ها نیست بلکه بر شعله ور شدن و افزایش تنش نیز تاثیر به سزایی داشته است. و جلسات صلح و سازشی که روابط عمومی سپاه هر از چندی بین طوائف برقرار می کند به نوعی “نمایش صلح” بیش نیست. چرا که از پشت سر سلاح های سپاه برای ترور و جنگ و کشت و کشتار بین مردم بلوچ استفاده می شوند.
اگر سپاه و دستگاه های امنیتی دیگر در شیوه کار خود صادق اند چرا علیرغم انتقادات صریح علما و اندیشمندان و فعالان بلوچ نسبت به عدم تسلیح طوائف بلوچ همچنان بر این سیاست اشتباه خود اصرار می ورزند؟
چرا کسانی که با سلاح های گرم سپاه دست به قتل می زنند، آزادانه تردد می کنند؟ و مورد بازخواست جدی قانون قرار نمی گیرند؟

چرا افرادی که در بین مردم بلوچ به عنوان، اشرار ، دزد و راهزن شناخته می شوند سلاح گرم به دست دارند؟ ایا هیچ قانون و فیلتری برای اخذ و عطای سلاح گرم در بین طوائف بلوچستان وجود دارد؟!
اکنون برای رفع درگیری های طائفه ای تنها راهی که دادستان ایرانشهر بیان کرده: “آگاهی دهی علما برای رفع درگیری ها است” پس وظیفه دست گاه های امنیتی چه می شود؟
اگر یک بار قاطعانه با این نوع درگیری ها برخورد شود، کسی جرات می کند بار دیگری سلاح را برای انتقام جویی به دست گرفته و سپس در شهر تردد کند؟!حبیب الله سربازی
۲۵ شهریور ۹۶

دیدگاهتان را بنویسید