“دروغ هایی از بلوچستان”

کمپین فعالین بلوچ . slideshow, مقالات 203 بدون نظر

از بلوچستان دروغ هایی بزرگ می گویند همچون ادعای خرید بخشهای مهمی از استان سیستان و بلوچستان توسط وهابیت!

ما سه هزار کیلومتر درون بلوچستان سفر کردیم. علاوه بر شهر های معروف و گمنام به بخش ها و روستاهای دور افتاده بسیاری سر زدیم. بلوچستان در دست مردم بلوچ است. به همین سادگی!

از بلوچستان در افواه عمومی دروغی در جریان است که امنیت ندارد مردمانش خطرناک هستند و … / متاسفم و جز تاسف احساسی برای ابراز کردن ندارم.

هیچ روستایی نرفتیم الا درسی از بزرگی روح این مردم گرفتیم. شاید برایتان باور کردنی نباشد اما سخن در خصوص مهمان نوازی قبل از سفر به بلوچستان یک سوء تفاهم است!

اینجا شما به هر کجا وارد می شوید باید به بزرگ روستا یا منطقه و یا میزبان اطلاع دهید که برای وعده غذایی بعدی نخواهید ماند. پیش فرض این مردم تهیه غذا و تدارک پذیرایی مفصل و مهیا کردن خانه و کشاکش بر سر بردن غریبه ها و خدمت به آنهاست. نمی دانند چه کسی هستید! کارتان چیست؟ چقدر خواهید ماند؟ بعضی حتی سوالی هم نمی پرسند. اما شما به تدریج یاد می گیرید که “همواره” مهمان این مردم و سر سفره شان هستید! چه بخواهید و چه نخواهید و اگر عذر جدی داشتید باید زودتر اعلام می کردید!

این برای ما فارس ها که نوعا اهل تعارف شاه عبدالعظیمی به هم هستیم البته قابل درک نیست، اما می توانید بروید و امتحان کنید!

از بلوچستان به دورغ در مورد مشغول بودن مردم به قاچاق مواد مخدر می گویند، بله؛ مردم در این دیار قاچاق می کنند اما قاچاق گازوییل و گاو و گوسفند نه مواد مخدر!

بلوچستان خود زخم خورده ی کاروانها ی عبور مواد مخدر است. این نوع از قاچاق کالا و سوخت هم در نبود کارگاه و کارخانه و اشتغال به کشاورزی، ناچار است برای گذران زندگی شان. ناچار از معامله جان خود برای دستمزد هفتاد هزار تومان! از مسیری که تیر اندازی می شود و چپ می کنند و گیر راهزنان می افتند و توسط پلیس پاکستان دستگیر می شوند سه روز جان شان را کف دست می گیرند و به پاکستان می روند و  ان شاالله می گردند!. این البته دستمزد رانندگان است. کمک رانندگان همین مسیر را با همین خطرها در کنار راننده برای پانزده هزار تومان می روند و ان شاالله که بر می گردند!

در بلوچستان به دروغ شایعه کرده اند که زندگی سیستانی ها در ناز و نعمت است و همه مناصب و آورده های استان مال آنهاست. من این نگاه را البته در فیلم هم سعی کردم بازنمایی کنم. و شما که می دانید شرایط زندگی مردم سیستان در چه حال و روزی است و ان شا الله ماهی ها در سکوت می میرند را دیده اید شاید ندانید که دقیقا همین سخنان را بین مردم سیستان هم شایع کرده اند که هر آنچه بودجه و امکانات است صرف بلوچستان می شود!.

دوستان سیستانی زیادی دارم که حاضرند قسم بخورند تبعیض در این استان به نفع بلوچستان است!

این عملیات های روانی کاری کیست؟  (تفرقه بینداز و حکومت کن)

دروغ می گویند که مردم بلوچستان آتشین مزاج اند و  به سرعت به مقابله با نظام بر می خیزند. خوانش دینی این مردم تقدیر گرایانه است.(متاسفانه) و اتفاقات رخ داده به علت بی تدبیری مسئولین را خواست خدا می دانند. شیوخ نوعا مردمی که داراییشان چند بز و ده درخت خرما است را به زهد و کناره گیری از دنیا دعوت می کنند! و همین روال و خوانش از عالم رمز عدم تحصن و تجمع این مردم در مقابل ساختار است. به زعم من داشتن این روحیه و قناعت خوب نیست و زهد دستور اجتماعی اسلام نیست اما متاسفانه این واقعیت جهانبینی این مردم است.

دروغ ها در مورد بلوچستان بسیار است. باید بروید و با این مردم از نزدیک برخورد کنید! اما رسانه ملی ما در مورد اصلاح این همه تصور اشتباه و پاک کردن دروغ های بزرگ از ذهن مردم چه کرده است؟

خندوانه ساخته است یا گریه وانه؟

دوستان مدعی و پر رو و همیشه طلب کار و به اصطلاح  ارزشی مان چه؟ جز نشستن زیر باد کولر گازی و نوشتن بیانیه و برگزاری همایش ضد فقر در تهران! و لمیدن سر سفره ی ” قرارگاه ” ها چه کرده اند؟

این است که باید از این دوستان پرسید چند سال پیش سید مرتضی آوینی مستند هفت قصه از بلوچستان را ساخت؟ و شما که در و دیوار موسسه فرهنگی ات را عکس اقا مرتضی گرفته چند بار به بلوچستان سفر کردی تا ببینی چهل سال بعد از ساخته شدن مستند آقا مرتضی چه بر سر بلوچستان آمده؟ و اگر به بلوچستان نرفته ای آیا به ایلام یا کردستان رفته ای؟ و اصولا تو  تا بحال کجا رفته ای؟ و با مردم کدام دیار پاچه بالا زده ای و درون رودخانه ی خشک شده شان نشسته ای و به گذر شن های روان زیر پایت توجه کرده ای؟

این طور می شود که دروغ ها در جامعه ما نضج می گیرد! با خواب آلودگی من و تو….و شنیدن مزخرفات امثال فلان سخنران.

 

یاسر عرب، مستندساز

دیدگاهتان را بنویسید