ماجرای مسجد فیض و حمله به مسجد مکی به قلم عماد الدین باقی

کمپین فعالین بلوچ . آموزش 391 بدون نظر

کمپین فعالین بلوچ- مسجد فیض واقع در مشهد خیابان خسروی‌نو از مساجد قدیمی اهل‌سنت به‌شمار می‌رفت. اهل‌سنت در شهرهای شیعه مذهب نوعاً فاقد مسجد بوده‌اند. عناصر افراطی ذی‌نفوذ در مشهد این مسجد را که در نزدیکی حرم مطهر اما رضا (ع) بود نیز برنمی‌تافتند. القای این شبهه که مسجد فیض پایگاه وهابیت است نیز می‌توانست بی‌تابی در برابر آن را افزون کند. صاحبان مسجد فیض با طرح تخریب آن مخالفت می‌کردند.

در فقه شیعه نیز تخریب مسجد به هیچ‌وجه جایز نیست و طی سال‌های گذشته در شهرهای مختلف از جمله در شهر قم، هر جا معابر عمومی و اتوبان‌کشی‌ها با مسجد روبه‌رو می‌شد مشاهده شده است که در میان راه‌ها و خیابان‌های عمومی یک ساختمان وجود دارد که به حرمت آن، طرح و توسعه را ناتمام گذاشه‌اند. اما با فشار و حمایت فرد بانفوذی در مشهد، شبانگاه ۱۱ بهمن ۱۳۷۲ مسجد فیض تخریب شد و خانه مجاور آن با مبلغ بیش از نرخ واقعی ابتیاع گردید. روز بعد هم مردم با شگفتی شاهد پارک و زمین چمن به‌جای مسجد بودند. متعاقب آن اعتراض وسیع اهل‌سنت برانگیخته شد.

 روز ۱۲ بهمن ۷۲ در شهر زاهدان، مردم در مسجد جامع مکی اجتماع کردند، دیوارهای آن را سیاه‌پوش نمودند و به تحصن اعراض‌آمیز نشستند. مسجد مکی واقع در خیابان خیام زاهدان، بزرگ‌ترین مسجد شهر است که در آن مدرسه علمیه طلاب اهل‌سنت قرار دارد و محل اقامه نماز جمعه نیز است. پلاکاردی بر مسجد آویخته شد که در آن «شهادت مسجد فیض» تسلیت گفته شده بود. از سوی نیروهای نظامی منطقه چندبار اخطار شد که به تحصن پایان داده شود و حتی اقدام به تیراندازی هوایی گردید. سرانجام با ورود نیروهای مسلح غیربومی ساکنان مسجد به گلوله بسته شدند و پس از آن‌که عده‌ای کشته شدند، حکومت نظامی اعلام شد و بدین‌سان تحصن خاتمه یافت.

برخی روحانیون و شخصیت‌های اهل‌سنت که هیچ مکانی برای بیان اعتراض خویش در داخل نداشتند ناگزیر از تن‌دادن به مصاحبه با رادیوهای بیگانه شدند و به اشکال مختلف اعتراضات خویش را بیان کردند. برخی از آنها بعدها به بهانه‌های دیگری دستگیر یا ربوده شدند و یا اعلام شد سکته کرده‌اند. نمایندگان مناطق سنی‌نشین در مجلس تحت فشار موکلین خویش بودند. صدای زنگ تلفن خانه آنها و تماس‌ها و اعتراضات در شبانه‌روز یک لحظه باز نمی‌ایستاد. یکی از نمایندگان اهل‌سنت در مجلس در دیداری خصوصی با رئیس وقت مجلس از وسعت تماس‌ها و اعتراضات موکلان و هم‌مذهبان خویش سخن گفت و پاسخی حیرت‌آور شنید که فعلاً مجال ذکر آن نیست. هرچند اخبار آن تنش‌ها در رسانه‌‌ها به‌کلی بایکوت شده بود و امروز منبعی برای تحقق و استناد کردن برجای ننهاده است اما اینک در مقاله حاضر شنیده‌های محافل سیاسی در آن روز (که شاید در بعضی موارد از دقت کافی برخوردار نباشد) مورد استفاده قرا می‌گیرند.

 در رسانه‌های خارجی اخبار این دردگیری‌ها بازتاب وسیعی داشت. سنگوارگی عقیدتی و فکری برخی از عوامل ذی‌نفوذ، منجر به اتخاذ روش حذف و پاک کردن صورت مسئله به‌جای حل آن شده بود. این روش، فاجعه‌ای می‌آفرید که برای حل آن با همین روش، فاجعه‌ای دیگر آفریده می‌شد. همه آنها عدم پیروی از قواعد دمکراسی، حقوق شهروندی و جامعه مدنی بود. مسئله اقلیت‌های مذهبی در ایران تبدیل به بزرگ‌ترین بحران، فشار و تهدید علیه ایران در سطح بین‌المللی شد و استان‌های مرزی ایران را دستخوش ناامنی و آتش زیر خاکستر کرد. هیچ راهی برای خروج از این بن‌بست نمانده بود. هنگامی‌که نگرش امنیتی از نوع غیر علمی، محفلی و خودسرانه آن بر همه عرصه‌ها سیطره یابد، طبیعی است نسخه‌ای که برای خروج از این بن‌بست تجویز می‌شود از چه جنسی خواهد بود. باندی که دچار نوعی خودبینی و خود بزرگ‌بینی اطلاعاتی شده بود و پنهان از چشم دولت‌مردان جمهوری اسلامی پی‌درپی فاجعه می‌آفرید چه راه‌حلی خواهد جست؟ منطق آنان نیز حیاتی بودن حفظ اسرار و نگهبانی از نظام «به هرقیمتی» بود و نگهبانی جاهلان از نظام به بهای واژگونی آن پیشنهاد می‌شد.

چند سال پیش در جنگی تمام عیار با رژیم عراق و شلیک متقابل موشک‌ به شهرها بودیم و آنها شنیده‌اند که در شریعت نیز گفته شده است هرگاه دشمن در میدا جنگ عده‌ای مسلمان را سپر قرار داد و اگر جنگ بدون کشتن مسلمانانی که سپر بلا شده‌اند تمام نمی‌شود و یا خوف شکست مسلمین وجود دارد کشتن آنان جایز است اما قصد مسلمانان نباید کشتن مسلمین سپر بلا شده باشد، بلکه باید قصد آنها دشمن پنهان شده پشت سر آنا باشد. بنابراین برای نجات مسلمین در جنگ با دشمن اگر عده‌ای از مسلمانان کشته شوند شهید محسوب خواهند شد. در چالش قدرت و ارزش‌ها (کرامت انسانی)، حفظ قدرت تقدم می‌یابد و نسخه خروج از بن‌بست تجویز می‌شود. در این انتخاب قدرت می‌ماند اما ارزش‌ها فنا می‌شوند. حال آن‌که در انتخاب ارزش‌ها، هم قدرت ماندگار است هم ارزش‌ها و اگر قدرت پایدار نماند به اسطوره تبدیل خواهد شد.

به نقل از جلد دوم کتاب “تراژدی دموکراسی”

به قلم: عمادالدین باقی

(روزنامه نگار، نویسنده و پژوهشگر، فعال حقوق بشر و از شاگردان آیت الله منتظری)

دیدگاهتان را بنویسید